الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
43
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
صلاحيت بيشتر داشتند ، انتخاب نشدهاند و اگر در بعضى موارد ، زمامدار نسبتاً صالحى انتخاب شده ، نه به جهت واقعبينى و تشخيص و پاكى و طهارت نظر مردم بوده ؛ بلكه تصادف و اتفاق و اوضاع و احوال يا يك نوع اضطرارهاى سياسى موجب آن شده است . و اگر تشخيص مردم ، صحيح و پاك و بىغل و غش و بر اساس حقيقتبينى و شناخت صلاحيت واقعى بود ، بايد هميشه انتخاب شوندگان آنها واجد صلاحيت و شايستگى باشند . پس اينكه مىبينيم گاهى انتخاب بشر غلط و گاهى بالنسبه و به ندرت صحيح واقع شده ، دليل ناتوانى او از تشخيص صالح و شايسته واقعى است . چنانچه حضرت ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه - در جواب سعد بن عبداللَّه اشعرى قمى كه از امام پرسيد : چرا مردم نمىتوانند براى خود امام انتخاب نمايند ؟ فرمود : پيشواى مصلح يا مفسد ؟ گفت : مصلح . فرمود : با اينكه هر يك از آنان از باطن ديگرى و نيت او ناآگاه است آيا ممكن است مفسد را انتخاب كنند ؟ گفت : بله ( ممكن است ) . فرمود : « فَهِيَ الْعِلَّةُ » ؛ « 1 » « اين است علّت آنكه مردم نمىتوانند امام را خودشان انتخاب كنند » . پس معلوم شد تعيين و برگزيدن امام كه قائم مقام پيغمبر است ، بايد از سوى خدا و به نصّ و تعيين پيغمبر باشد ، و گرنه مردم از عهده برنخواهند آمد و مدينه
--> ( 1 ) . منتخب الاثر ، ص 151 .